او در وُرمس برآمد، و در 1238، در آن جا وفات يافت. شاگرد يهوداي ديندار. رسالههاي اخلاقي و قَبّالي متعددي نوشت، كه معروفترينش كتاب عطار1، در باب اخلاق است. كار استادش را دنبال كرد و آن دو مسئول معرفي قَبّاله و ساير آموزههاي رازورزانه در ميان يهوديان آلمان هستند.
يج. سامري
صدقهبن منجع
¿ فصل طب در ذيل.
يد. مغولي و چيني
چنگيزخان
فاتح و قانونگذار مغول (1155 ـ 1227)، از بزرگترين فاتحان همهٴ اعصار، بنيانگذار امپراتوري مغول، كه سلسلهٴ يوآن بعدها، بخشي از آن را ادامه داد. در 1155، در ساحل راست رود اُنُن در ناحيهٴ دولون بولداق2 زاده شد، نام اصلياش تموچين3 بود، و پسر يسوكابهادر4 (وفات: 1167)؛ و از قبايل تاتاري بود كه ميان تاتارهاي سياه و تاتارهاي وحشي ميزيستند (واژهٴ مغول براي تسميهٴ اين مردم در اواسط سدهٴ سيزدهم، به وجود آمد). تموچين كاملاً بهطور تدريجي بر اين قبايل مستولي شد، اَرتُقهاي مسلمان يا بازرگاناني چون جعفر خوجه، حسن و دانشمند حاجب او را ياري كردند، و شايد از اين افراد بود كه مساعي آتي و بزرگتر خود را الهام گرفت. مقارن سال 1206، بيش از نيمي از مغولستان را تصرف كرده بود؛ در آن هنگام بود كه نخستين مجلس (قوريلتاي) را تشكيل داد و با نام چنگيزخان5 زمام امپراتوري را به دست گرفت. پايتختش قراقوروم بر كرانهٴ رود اورخون6 بود. شرح لشكركشيهاي وي در خارج از مغولستان ضرورتي ندارد، به ترتيب تنگوت (قلمرو دولت هسيا)، قلمرو دولت چين جنوبي (نه تمام آن)، قلمرو گورخان قراختايي، قلمرو خوارزمشاهيان (ايران و ماوراءالنهر) را تسخير كرد. فتح آخري اهميت فراواني داشت، چون فرهنگهاي چيني و اسلامي را در مقياسي بيسابقه به يكديگر مربوط ساخت. چنگيز از غرب تا بخارا و از جنوب در پنجاب تا پيشاور پيشرفت، و امپراتورياش سرانجام از ارمنستان تا كره امتداد يافت. در 1227، در نزديكي تسين ـ چو در